
در این مجموعه كه شامل 28 هزار قطعه موسیقایی است حدود 2 هزار ساعت موسیقی از گوشه و كنار جهان از زدن فلوت با بینی تا ترومپت نوازی در دهكدهای پرت یافت میشود.
این مجموعه از نخستین روزهای آغاز ضبط صفحه را در بر میگیرد و به نوعی ارائه كننده تاریخ موسیقی از زمانی است كه انسان توانست آن را ضبط كند.
یكی از مسئولان آرشیو كتابخانه بریتانیا گفت جمعآوری و طبقهبندی این آرشیو كار دشواری بود اما مسئولان كتابخانه معتقدند این آرشیو كه دربرگیرنده قطعات متعدد محلی و سرودهای نظامی است و موسیقی سنتی را ارائه میكند، میتواند به جوانان برای یافتن ریشههای فرهنگیشان كمك كند.
تاریخ قدیمیترین قطعاتی كه در این مجموعه یافت میشود به بیش از صد سال پیش باز میگردد كه شامل نخستین تلاشهای انسانشناس انگلیسی به نام «آلفرد كورت» در سفر او به قبایل بومی استرالیا برای ضیط آوازخوانی آنها در سال 1898 است.
ترانههای محلی از سیرالئون، غنا و توگو از دیگر سندهای موسیقیایی است كه كمتر احتمال میرود در جای دیگری بتوان آنها را یافت.
پرواز با ساز تولد یک سالگی ات مبارک...











بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:"در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است".
در واقع طرح اینگونه مسائل ریشه در عدم آگاهی وشناخت از توانائی ها و جایگاه هر یک ازاین دو هنرمند دارد. در قسمت اول این مقاله به تاثیر نوازندگان ویولن در اجرای آثار مصنفان بزرگ موسیقی می پردازیم.
در گذشته کسانیکه بیشتر به واسطه آهنگسازی شناخته شده بودند، خود نوازندگان قابلی بودند. (مانند بتهوون و موتسارت که به خوبی پیانو می نواختند) همچنین نوازندگانی که بخوبی آهنگسازی می کردند (نظیر پاگانینی و وینیاوسکی که از بزرگترین نوازندگان ویولن بودند). تا جایی که تشخیص دادن اینکه این هنرمندان در کدامیک از این دو تخصص شاخص ترند و دارای مهارت بیشتری هستند، مشکل می نمود.
Wolfgang Amadeus Mozart
زمانیکه تاریخ موسیقی را بررسی می کنیم، می بینیم که همواره یک رابطه دوستی و همچنین همکاری فنی قوی بین این دو قشر وجود داشته است؛ نظیر همکاری فنی و صمیمانه که به مدت 9 سال ( از 1857 تا 1866) بر روی کنسرتو شماره 1 آهنگساز بزرگ " ماکس بروخ" و ویولونیست ویرتوز "یواخیم" انجام پذیرفت و یا همکاری بین "یوهان برامس" و " یواخیم" برای کنسرتو اپوس 77 "برامس" .
"بتهوون" در سال 1806 کنسرتو ویولن خود را با این عنوان به "کلمان" تقدیم کرد: " از کلمان به کلمان". که نشانه شناخت آهنگساز از میزان هنر و توانایی نوازنده و همچنین نشانگر علاقه وی به کلمان بوده است.
در تاریخ موسیقی گاهی آهنگساز قطعه خود را به سبک نوازندگی یک نوازنده خاص می نویسد و توسط او به اجرا می گذارد مانند "بروخ" که کنسرتو شماره 2 ویولن خود را توسط "پابلو سارازات" به مورد اجرا گذاشت و این اثر کاملأ حال و هوایی اسپانیایی دارد.
حتی مواردی وجود دارد که یک قطعه به دلیل آنکه نوازنده آن را فاقد ارزش موسیقایی لازم دانسته، یا از لحاظ فنی آن را مناسب برای ساز ندانسته است، از اجرای آن سرباز زده و قطعه توسط نوازنده ای دیگر، اجرا شده و محبوبیت یافته است. مانند کنسرتو ویولن چایکوفسکی که به "لئوپوله اوئر"l.Auer)) تقدیم شد و چهار سال بعد، " برودسکی" با اجرای این شاهکار، توانست آنرا به را به شهرت جهانی برساند. بسیاری از بزرگترین شاهکارهای موسیقی که امروزه می شناسیم شاهد فرازونشیب های اینچنین بوده اند.
یکی دیگر از موارد مهم برای کسب موفقیت قطعه ای که برای اولین بار توسط آهنگساز ارائه می گردد، اجرای زنده آن در شب اول کنسرت می باشد. در صورتیکه نوازنده سولیست نتواند از عهده اجرای صحیح قطعه برآید و حق مطلب را ادا نکند، موسیقی با شکست مواجه می شود و به ورطه فراموشی سپرده می شود تا زمانیکه اجرای موفق دیگری از آن به عمل آید. مثل آنچه در کنسرتو ویولن بتهوون اتفاق افتاد که به علت ارائه دیرهنگام نت از سوی بتهوون به سولیست آن، فرصت برای تمرین کافی بدست نیامد و اجرای مطلوب ارائه نشد. در نتیجه این شکست ، بتهوون کنسرتو ویولن دیگری تا پایان عمر ننوشت و قطعه در زمان حیات بتهوون دیگر اجرا نشد. البته این مورد بیشتر در گذشته اتفاق می افتاد که امکان ضبط قطعات وجود نداشت و چاپ نت ها نیز به صورت محدود صورت می گرفت اما امروزه با وجود این امکانات شانس استقبال از یک قطعه بسیار بیشتر است.
طی سالیان اخیر، تلاش هایی که توسط ویولنیست بزرگِ ایتالیایی، سالواتوره آکاردو (Salvatore Accardo)، ، بر روی کنسرتوهای شماره 1 تا 6 پاگانینی انجام گرفت باعث معرفی این آثار به علاقمندان گردید. دستنوشته چهار کنسرتوی آخری در سال 1970 منتشر شد و آکاردو توانسته با اجرای د قیق و زیبا و بطور کامل این آثار، مجموعه ای نفیس به شنوندگان عرضه نماید که جدا از اجرای بسیار حرفه ای این آثار، کادانس های نوشته شده توسط او برای چهار کنسرتوی اخیر، بسیار فنی و ویولونیستیک هستند.
Salvatore Accardo
سالواتور آکاردو
در این کادانس ها آکاردو ضمن استفاده از تم اصلی از تکنیک های بسیار مشکل برای دست چپ وراست بطور همزمان استفاده کرده ودر عین حال توازن تکنیک وملودی در بالاترین حد برقرار مانده است و هیچ کدام فدای دیگری نشده اند.
در عصرحاضرنوازند گا نی چون ها یفتز(Heifetz) با اجراهای فوق حرفه ای وسطح بالا توانسته اند بسیاری از آثارفراموش شده را دوباره زنده کنند. مانند کنسرتو ویولن کنوس ( , (j.conus که ها یفتز با اجرای بسیار احساسی و در عین حا ل تکنیکی و ضبط اثر، به آن اعتباری دوباره بخشید و آنرا از فراموشی درآورد. آنچه در روزنامه نیویورک تایمز هفتم دسامبر 1939 در اینباره نوشته شده گویای مطلب فوق است.
Jascha Heifetz
از دیگر موارد میتوان از آثار دیگر" بروخ" (غیر از کنسرتو شماره یک) یاد نمود. "اسکاتیش فانتزی" (Scottish fantasy) و کنسرتو شماره 2 ویولن از آثاری هستند که به اهتمام ها یفتز در سالهای اخیر توجه جهانی به آنها جلب شده است.
سبک خاص و دیدگاه او نسبت به اجرای شاهکارهای باخ برای ویولن، باعث ایجاد نگرشی معاصر و جسورانه به این آثار گردیده است که پیش ازاین در اجرای این آثار توسط نوازندگان تجربه نشده بود. اجرای قطعه شاکُن (chaccon) از پارتیتا شماره 2 باخ مؤید این گفته است.
در شاکن، هایفتز جمله بندی های مرسوم را به کناری نهاده و از این قید و بندها گام را فراتر می نهد. در اینجاست که سخن "هایفتز" پیش از "باخ" به گوش می رسد و نوای آسمانی " شاکُن" پیوندی ناگسستنی را با شنوده معاصربرقرار می سازد.

















اسامی گروه موسیقی باروک:
تنظیم کننده و رهبراکستر : امیرحسین به نژاد
گروه زهی: ثنا اشجع ناس ٬ آنا ابوالحسنی ٬ پریسا سلیمان زاده ٬ مرجان فلاح ٬ شیما یزدان پناه و فرزاد دهقانی ٬ روزبه منصوری ٬ محمد محسن مقامی
فلوت: پانیذ برزوفر
کوبه ای: رضا معاف پوریان
گیتار: محمد حیات داوودی ٬ سعیده عوضی
با تشکر ویژه از سرکار خانم الهام علی پور مدیریت محترم آموزشگاه موسیقی پارت شیراز

1- چه سبکی کار میکنید؟ کلاسیک، سنتی، جز، کانتری و ...؟
2- برای چه مصرفی احتیاج دارید؟ تمرین اتود، کنسرت، ضبط ؟
3- ساز شما چی هست؟ و چه تن صدایی رو داره؟ نرم و مخملی، Sharp یا ...؟
4- بالانس صدایی در سازهای مختلف و با تنظیمهای مختلف فرق میکنه. یک ساز احتیاج به سیم لا با صدایی نرم داره و ساز دیگه با سیم سل که صدایی شفاف و Sharp داره بهتر صدا میده. این مورد رو در صورتی شخص نوازنده میتونه بفهمه که سیمهای مختلف رو روی همون ساز تست کرده باشه. وگرنه بهتره کسی که ساز رو تنظیم (رگلاژ) میکنه پیشنهاد بهتر رو بده.
5- و از همه مهمتر بودجه ی نوازنده. در بازار ایران از 2000 تومن تا 100,000 تومن سیم هست و هر سیم عمر مشخصی هم داره. لزوماً کیفیت صدا با افزایش قیمت سیم بهتر نمیشه.
در مجموع سیمهای تماماً فلزی(متال) ارزونترین هستند که قیمت جنس خوب اونها بین 20 تا 30 هزار تومن برای هر سری هست. معروفترین اونها که در بازار ایران موجوده از کمپانی های "پیراسترو": Chromcor, Piranito, Permanent و از کمپانی "دکتر توماستیک": Superflexible, Precision, Spirocor هستند. اگر در مجموع بخوایم این محصولات رو مقایسه کنیم، سیمهای متال پیراسترو صدایی نرم تر و تیره تر(Dark) نسبت به سیمهای هم رده ی توماستیک دارند و سیمهای توماستیک از شفافیت بیشتری به خصوص در "لا" و "می" برخوردارند.
در مورد سیمهای متال، من شخصاً تلفیق Chromcor با Spirocor یا Superflexible رو بیشتر میپسندم. البته بستگی به شرایط بازار هم داره، گاهی نمیشه به صورت تکی سیم خریداری کرد.
سیمهای متال با اینکه زیاد عمر میکنند و به صرفه تر هستند، اما معایبی هم دارند. با قوی(فورته) کشیدن آرشه صدای نت تا نیم پرده ممکنه فالش تولید شه. همچنین نتهای خیلی پیانو رو هم خوب جواب نمی دن. با تغییرات حرارتی سریع واکنش نشون میدن و کوک اونها تغییر میکنه. برای نواختن پیتزیکاتوی دست چپ مناسب نیستند و دست روی اونها سر میخوره. اما برای نوازندگانی که سبکی غیر از کلاسیک کار میکنند و مجبورند دائم کوک ساز رو تغییر بدند، تنها انتخابه. چون کوک سیمهای زهی و سینتتیک رو نمیشه بالا و پایین کرد. برای سازهای کارخونه ای معمولاً بهترین انتخابند ختی برای سازهای "دست ساز" تا مدتی توصیه میشه که نوازنده از سیمهای متال استفاده کنه تا صدای ساز در اصطلاح"باز" شه چون ینگونه سیمها ارتعاشات قوی تری تولید میکنند.
اگر بودجه ی بیشتری در اختیار داشته باشید و بتونید خداقل 2 بار در سال سیم عوض کنید و همچنین سازتون جواب بده، سیمهای زهی و سینتتیک(در اصطلاح عامیانه به اونها "نیم زه" هم گفته میشه) انتخاب مناسب تری هستند. سیمهای تماماً زهی که به GUT معروفند خود به دو دسته تقسیم میشند: تماما زهی مثل Chorda از کمپانی پیراسترو که از روده ی تابیده شده شاخته شدند. این دسته سیمها باید به صورت مستقیم نگهداری بشند و تاریخ مصرف هم دارند. انداختن اونها روی ساز به یک الی دوهفته وقت احتیاج داره. چرا که به دلیل جنسشون با تحت فشار قرار گرفتن طول اونها افزایش پیدا میکنه ولی بعد از زمان مشخص دیگه تغییری در طول به وجود نمیاد. سیمهای تماماً زهی اغلب در سازهای باروک یا برای اجرای آثار باروک استفاده میشند چون از صدایی لطیف و گرم برخوردارند.
دسته ی دیگه ی سیمهای زهی، سیمهای دارای مغزی زهی با روکش فلزی هستند. این روکش معمولاً آلومینویم، مس، نقره، طلا یا تلفیقی از این فلزات هستند. این سیمها از عمر بیشتری نسبت به سیمهای تماماً زهی برخوردارند. مقاومت بیشتری نسبت به فشار آرشه و تغییرات آب و هوایی دارند و همچنین عمر بیشتری هم نسبت به نوع قبلی دارند. در ایران سیمهای کمپانی پیراسترو از این خانواده زیاد یافت میشند: Oliv, Gold, Eudoxa از این محصولات هستند. که Gold جنس صدایی گرم تری داره و نسبتاً ارزونتر هست و Oliv از صدای بسیار شفافی برخورداره و قیمت بالایی هم داره(در بازار جهانی خدود 100-120$ و در ایران بین 60 تا 80 هزار تومن برای هر سری قیمت داره).
اما گروه دیگری از سیمها، سیمهای سینتتیک هستند. هسته ی مرکزی این دسته، از الیاف کربنی ساخته شده و با فلزات مختلف روکش شدند. این سیمها هم از امتیازات سیمهای زهی مثل چسبندگی برای نواختن پیتزیکاتو، مقاومت در نواختن نتهای فورته و همچنین از عمر بالاتر و قیمت پایینتری نسبت به سیمهای زهی برخوردارند و زمان فیکس شدن اونها روی ساز نهایتاً 2-3 روز هست. تاریخ مصرف هم معمولاً ندارند. تغییرات آب و هوایی هم کمترین اثر رو بر روی اونها داره و در آب و هواهای مختلف به خوبی جواب میدند. این سیمها رو در ایران در محدوده ی 10 تا 70 هزار تومن میشه پیدا کرد.
مثل سیمهای متال، اینگونه سیمها هم در بازار ایران منحصر میشند به همون دو کارخانه ی پیراسترو و توماستیک. هر سازنده انواع مختلفی رو با خصوصیات متفاوت به بازار عرضه کرده. از پیراسترو این سیمها در بازار ایران وجود داره: Evah Pirazzi, Violino, Tonica, Obligato
Evah Pirazzi از صدای شفاف تر، تن صدایی بالاتر و مقاومت بیشتری برخورداره. خصوصیات صدایی اون بسیار به Oliv نزدیکه. این سیم از قیمت بالاتری نسبت به بقیه برخورداره. Obligato صدایی عمیق و گرم و مخملی تولید میکنه و ممکنه روی هر سازی خوب جواب نده. از نظر خصوصیات صدایی به سیم Eudoxa نزدیکتره. Tonica از همه ی این گروه صدایی نرم تر داره و از دوام کمتری هم برخورداره. محدوده ی قیمتی اون هم بسیار متغیره. ولی معمولاً ارزونترین انتخاب هست. من با سیم Violino آشنایی ندارم و کار نکردم. برای آشنایی با جنس صدایی این سیمها مثالهایی میزنم:
از ویولنیستهایی که سراغ دارم، ماکسیم ونگرف ، ودیم رپین و اریک فریدمن با سیم Evah Pirazzi معمولاً مینوازند. آرون روساند تا این اواخر از Tonica استفاده میکرد. برای بقیه مثالی سراغ ندارم.
وبسایت کمپانی پیراسترو:
http://www.pirastro.com
--------------------------
تقریباً تمامی سیمهای سینتتیک کمپانی توماستیک در ایران موجوده.معروفترینشون Dominant و Infeld هستند. Dominant تن صدایی شفاف و در عین حال گرمی داره. در ایران هم طرفداران بیشتری رو داره و تقریباً روی اکثر ویولنها خوب جواب میده. اما برای کسانی انگشتان ظریفی دارند ممکنه یک مقدار نواختن با اون سخت باشه چون نسبت به باقی سیمها ضخیم تر و محکمتر هست. به همین دلیل احتیاج به بلندتر کردن ارتفاع خرک داره. از نوازنده هایی که سراغ دارم، هیلاری هان و "ان-سوفی موتر" از این نوع سیم استفاده میکنند.
سیمهای Infeld در دو نوع با پاکتهای آبی و قرمز موجودند. از نظر تن صدایی نسبت به Dominant صدایی نرم تر و لطیف تر داره و به دلیل کمتر بودن ضخامت نواختن با اون برای اکثریت راحت تره و معمولاً احتیاج به تعویض خرک نداره. نوع قرمز اون از صدای تیره تری نسبت به آبی برخورداره و به دلیل داشتن سیم "می" روکش شده با طلا، قیمت اون کمی بالاتره.
البته مدتی هست که همین کپمانی سیمی به نام Vision عرضه کرده. که از کیفیت و جنس صدایی اون بی اطلاعم.
وبسایت کمپانی توماستیک:
http://www.thomastik-infeld.com
=========================
نکته ای که نوازنده ها باید مد نظر داشته باشند، نحوه ی نواختن و صداگیری هست که در سیمهای زهی یا سینتتیک در مقایسه با سیمهای متال تفاوت داره و ممکنه مدتی طول بکشه تا نوازنده به اونها عادت بکنه. مشکل اصلی که برای شخص ممکن هست پیش بیاد همون مسئله ی ضخیم بودن سیم هست که فبلاً اشاره کردم. تا این حد که ممکنه همون روز اول از انداختن این سیمها پشیمون بشه و دوباره به سیمهای متال روی بیاره. به هر حال سلیقه ی نوازنده این وسط خیلی مهمه. خیلی از نوازندگان و گروههای مجلسی از سیمهای متال استفاده میکنند.
نکته ی دیگه که باید به اون توجه کنید، انواع ترکیبهای سیم در هر سری هست. برای مثال سیم Dominant یا Oliv با چندیدن نوع و رده ی قیمتی وجود دارند. البته تفاوت اصلی در سیم "می" هست که با روکشهای مختلف مثل: طلا، کروم یا فنر فولادی عرضه میشه.
نحوه قرار گرفتن انگشتان دست بر روی آرشه :
دو انگشت وسط : بر روی پاشنه آرشه قرار میگیرد.
انگشت کوچک : کاملا باید بر روی پیچ آرشه گرد شود و حالت اهرم به خود گیرد و هنگام نواختن به هیچ وجه نباید شکل گرد خود را از دست دهد. فصل بند اول،روی چرم آرشه خم شود و قوس به بیرون پیدا کند.
انگشت شست : باید در ورودی پاشنه قرار گیرد و قوس به بیرون داشته باشد و کاملا گرد باشد.
انگشت اشاره : نحوه قرار گرفتن این انگشت بسیار حائز اهمیت است،این انگشت باید از ناحیه مفصل بند اول،روی چرم آرشه خم شود و قوس به بیرون پیدا کند.

آرشه کشی :
آرشه باید کاملا صاف و بدون خمیدگی به بیرون یا داخل بر روی سیمهای ویلن حرکت کند.
تمرین آرشه کشی باید به صورت عمود و در حالتی باشد که از تمام موهای آرشه استفاده شود.
حالت بازو و کتف : بازو و کتف نباید هنگام آرشه کشی به بالا حرکت کند و حالت منقبض به خود گیرد،باید در حالتی راحت و رو به پایین قرار داشته باشد.
هنگام آرشه کشی نباید از بازو استفاده کرد،باید آرشه کاملا توسط مچ دست هدایت شود.برای تمرین این موضوع کنار دیوار ایستاده (به شکلی که دیوار در سمت راست ما قرار داشته باشد) و در این حالت اقدام به تمرین آرشه کشی کنید،دراین حالت ناچار به استفاده از مچ دست خواهیم بود و اگر از بازو استفاده کنیم بازو به دیوار برخورد میکند و مانع از حرکت بازو میشود.
در روزهای پایانی شهریور سال ۱۳۵۶ قلبی از تپش ایستاد که ملودیها و تنظیمهای جاودانهاش هنوز در خاطره جمعی ایرانیان حفظ شده است؛ ترانههایی چون: بوی خوب گندم با صدای داریوش، پل با صدای گوگوش، شبزده با صدای ابی و ...
«واروژ خباندیان» ملقب به «واروژان» در سال ۱۳۱۵ در خانوادهای ارمنی متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد مدرسه عالی موسیقی تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: روبن، گریگوریان و لودویک وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با بورسیهای که از رادیو و تلویزیون آن سالها گرفت، راهی ینگه دنیا شد.
«واروژان» در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهی «آرانژمان موسیقی و تنظیم آهنگ» شد و در سال ۴۳ به ایران بازگشت. بورسیهی رادیو و تلویزیون، تعهد خدمت در یکی از شهرهای جنوبی را برایش ارمغان داشت. بعد از گذراندن تعهدش، به پایتخت بازگشت. در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم «جهنم سفید» به کارگردانی «ساموئل خاچیکیان» موسیقی نوشت.
علاقهاش به این حیطه (موسیقی فیلم) باعث شد که این کار را به صورت حرفهای ادامه دهد. در ادامه این تجربیات در فیلم «حسن کچل» ساختهی «علی حاتمی» (۱۳۵۰) که به عنوان اولین فیلم موزیکال سینمای ایران شناخته شده، همراه با بابک افشار، پرویز اتابکی و اسفندیار منفردزاده، موسیقی متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم عهدیه، کوروس سرهنگزاده، مهتاب، سوسن و افشین آواز خواندند.
«احمد رضا احمدی» شاعر معاصر، دربارهی آشناییاش با «واروژان» میگوید:
«در کافه «ری» به واروژان معرفی شدم. شوخ بود. اهل طنز، آرام، مهربان و خجول بود. آن سالها در هنرستان عالی موسیقی تهران درس میخواند. سازش پیانو بود. متولد ۱۳۱۵ بود و از همان سالها، قیافهی او بیشتر از سنش به چشم میخورد ... طبع والایی داشت و در زمینهی کارش به استادی رسیده بود...»۱
***
در سالهای ابتدایی دههی پنجاه، ذائقهی موسیقی روز ایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» سلطان بیرقیب این نوع موسیقی گردید. وی چه با ساخت ملودی و چه تنظیم آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. «واروژان» برای اولین بار روی ترانهی «بدرود» ایرج جنتی عطایی و صدای ویگن، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد.
زندهیاد «بابک بیات» دربارهی آهنگسازی «واروژان» میگفت:
به جرأت میتوانم بگویم که واروژان یک عمر در موسیقی ایران جاری است. او یک عمر زحمت کشید تا در موسیقی ترانهای مملکت ما، لحظههای زیبا خلق کند.
بسیاری از تنظیمکنندگان موسیقی ایران که بعد از واروژان شروع به کار کردند، راه واروژان را ادامه دادند. او آن قدر بیعقده بود که پیشرفت هر هنرمندی، او را خشنود میکرد. یادم میآید وقتی موسیقی فیلم «برهنه تا ظهر با سرعت» را به تنهایی میساختم، او مرتب نگران من بود که مبادا نتوانم کار خوبی ارائه دهم. ولی وقتی موسیقی فیلم را شنید، از جا بلند شد، مرا بوسید و گفت که معلوم است خیلی زحمت کشیدهای! و این بوسه و این جمله برای من جاودانه شد...»۲
***

ازمشهورترین ساختههای او میتوان به این ترانه ها اشاره کرد:
آهنگ و تنظیم:
بوی خوب گندم (ترانهسرا: شهیار قنبری؛ خواننده: داریوش)
هفته خاکستری (ترانهسرا: شهیار قنبری؛ خواننده: فرهاد)
حرف (ترانهسرا:شهیار قنبری؛ خواننده: گوگوش)
شام آخر (ترانهسرا: شهیار قنبری؛ خواننده: ستار)
پل (ترانهسرا:ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: گوگوش)
برادر جان (ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: داریوش)
کندو (ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: ابی)
باور کن (ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: گوگوش)
فصل تازه (ترانهسرا: زویا زاکاریان؛ خواننده: گوگوش)
شب زده (ترانهسرا: زویا زاکاریان؛ خواننده: ابی)
گهواره (ترانهسرا: زویا زاکاریان؛ خواننده: گوگوش)
و مشهورترین تنظیمها:
قصهی دو ماهی (ترانهسرا: شهیار قنبری، آهنگساز: بابک افشار، خواننده: گوگوش)
جمعه (ترانهسرا: شهیار قنبری، آهنگساز: اسفندیار منفردزاده، خواننده: فرهاد)
مرد تنها (ترانهسرا: شهیار قنبری، آهنگسازاسفندیار منفردزاده، خواننده: فرهاد)
جنگل (ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی، آهنگساز: بابک بیات، خواننده: داریوش)
بنبست (ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی، آهنگساز: بابک بیات، خواننده: داریوش)
گنجشکای خونه (ترانهسرا:اردلان سرفراز، آهنگساز:شماعی زاده، خواننده: گوگوش)
مرداب (ترانهسرا: اردلان سرفراز، آهنگساز: شماعی زاده، خواننده: گوگوش)
دو پنجره (ترانهسرا:اردلان سرفراز، آهنگساز: شماعی زاده، خواننده: گوگوش)
عمدهترین آثار در سینما:
دشنه (فریدون گله، ۱۳۵۱)
صبح روز چهارم (کامران شیردل، ۱۳۵۱)
فدایی (رضا علامهزاده ۱۳۵۱)
غریبه(شاپور قریب، ۱۳۵۱) شهر قصه (منوچهر انور، ۱۳۵۲)
ذبیح (محمد متوسلانی، ۱۳۵۴)
شب غریبان (فرزان دلجو و امیر مجاهد، ۱۳۵۴)
همسفر(مسعود اسداللهی، ۱۳۵۴)
نازنین (علیرضا داودنژاد، ۱۳۵۵)
سریال سلطان صاحبقران (علی حاتمی)
سریال طلاق (مسعود اسداللهی)
***
«واروژان» در سال ۱۳۵۲ به خاطر ساخت موسیقی فیلم «صبح روز چهارم» در دورهی پنجم جشنوارهی « سپاس» جایزه این جشنواره را از آن خود کرد. در آن شب در سالن «آریا شرایتون» وی حضور نداشت؛ چون باوری به برنده شدن خویش نداشت.
وی در گفتگویی۳ که پس از دریافت جایزه با وی انجام شده بود، در پاسخ به این سؤال که «کی متوجه شدی که برنده شدهای؟» گفت:
بعد از خاتمه مراسم... در چاتانوگا بودم که آقای خسرو پرویزی آمد و خبر را به من داد.
وقتی از او پرسیدند: «چرا اقلاْ از تلویزیون نگاه نمیکردی؟»
گفت: «شهامتش را دارم بگویم که دلهره داشتم و میترسیدم روی صحبتهایی که شده بود و پیشداوریهایی که این جا و آن جا میشد. فکر میکردم آقای چکنواریان برنده خواهد شد.»
و آن گاه که از او دربارهی حال و روزش بعد از خبردار شدنش پرسش شد، این چنین پاسخ داد:
«چون هیچ انتظارش را نداشتم، ماتم برد و تا مدتی در سکوت و خلسه بودم. بعد که «تقی مختار» و دیگران هم آمدند و خبر بیشتر تأیید شد، باورم شد. من یک کاری در «صبح روز چهارم» کرده بودم و توقعی هم نداشتم. مضافاْ به این که فیلم «بیتا» را هم ندیده بودم که مقایسهای بکنم بین کار خودم و آهنگسازش چکناواریان.»
***
واروژان سالها رهبر گروه کر ارامنه تهران بود.
در روزهای پایانی شهریور ۵۶ « واروژان» در استودیو، هنگام ضبط موسیقی فیلم «بر فراز آسمانها» که «محمد علی فردین» سازندهاش بود، دچار حملهی قلبی شد و در بیمارستان جم بستری گردید.
و عاقبت در بیست و ششم شهریورماه، رخت از جهان فرو بست و مصداق ترانهای شد که «ابی» در فیلم آخرش بر فراز آسمانها، فریاد میکرد:
بروم شادان به فلک
دور از غمها
دور از همه کس ...
زندهیاد «بابک بیات۴» در این باره میگفت:
وقتی که مُرد، طبق رسوم ارامنه باید او را با بهترین لباسی که داشت، دفن میکردند.
وقتی در تابوت را باز کردند، واروژان را در کت و شلوار تیرهای دیدم که تنها لباسی بود که داشت و آن را میپوشید... آرامش واروژان در آن لحظه آن قدر تکاندهنده بود که همین لحظه هم بغض گلوی مرا میفشرد. با دیدن جسم بیجان واروژان در تابوت، دگرگون شدم و حالم به هم خورد... مرگش را باور نداشتم و تا یک سال بعد از مهر ۵۶، در خانهاش میرفتم؛ جلوی پنجرهاش میایستادم و به خانه زل میزدم و هر لحظه منتظر بودم که بیرون بیاید و بگوید:
«بابک بیات همیشه سر ساعت میآید...»باستانشناسان جزئیات قدیمیترین فلوت دنیا متعلق به 35 هزار سال پیش را منتشر کردند.
به گزارش بیبیسی، تیمی از دانشگاه توبینگن آلمان تحقیقاتی بر روی این فلوت انجام دادهاند و آن را تحت مقالهای در ژورنال Science به چاپ رساندهاند.
سه فلوتی که مورد مطالعه این تیم قرار گرفته از غاری در جنوب غرب آلمان کشف شدهاند. یکی از آنها که از سلامت بیشتری برخوردار است از استخوان بال کرکس ساخته شده و 20 سانتیمتر طول و 5 سوراخ دارد. دو شکاف V شکل نیز در ابتدا و انتهای این فلوت وجود دارد.
دو فلوت دیگر از عاج ماموت ساخته شدهاند ولی اکثر قسمتهای آنها تا حدودی تخریب شدهاند.
به این ترتیب تعداد فلوتهای کشف شده از این دوره از تاریخ انسانها به 8 میرسد. نیمی از این تعداد از جنس عاج ماموت و نیمی از آنها از استخوان پرندگان ساخته شدهاند.
پروفسور نیکولاس کونارد از محققان تیم دانشگاه توبینگن در مصاحبه با بیبیسی میگوید که یافتههای تیمش نشان میدهد که موسیقی از 40 هزار سال پیش از زمان مهاجرت انسانهای مدرن به اروپا برای مقاصد مختلف رایج بودهاست.
وی میافزاید که انسانهای مدرن نه تنها در زمینه موسقی بلکه در بخشهای مختلف هنر و خلاقیت جهش بسیار بزرگی نسبت به دورههای قبل از خود داشتهاند.
به عقیده پرفسور کونارد تلفیق هنر و فرهنگ در این دوره میتواند یکی از دلایل انقراض نندرتالها باشد.
"احتمالاً موسیقی یکی از عوامل موثر در تشکیل جوامع برزگتر و توسعه قلمورهای جمعیت شناسی بودهاست."

دایره یا بیضی کوچکی است که صداهای موسیقی را با ان نشان می دهند که دارای هفت اسم وهفت شکل و هفت صدا می باشد. ما برای نواختن هر سازی از نت استفاده میکنیم که ما به طور کلی در موسیقی هفت نت داریم که عبارتند: 1 - دو 2- ر 3- می 4- فا 5- سل 6- لا 7- سی
شکل نت های موسیقی :
چون کشش صداهای موسیقی یک اندازه و یکنواخت نیست بنابراین نتهای موسیقی به اشکال مختلف (هفت شکل)درامده اند و هر کدام کشش صدای نت را از حیث مدت زمان کشش معین می کنند. در شکل زیر من همه اشکال نتها را نمایش داده ام و اسم انها به ترتیب از راست به چپ برایتان شرح می دهم و در پایان تو ضیحات کامل را متذکر می شوم. پس نتها عبارتند از:
1- اولین نت از راست که با رنگ آبی مشخص است ودارای دو چنگک هست دولاچنگ نام دارد.
2- دومین نت از راست که با رنگ قرمز مشخص است ودارای یک چنگک هست چنگ نام دارد.
3- سومین نت از راست که با رنگ سبز مشخص است نت سیاه نام دارد.
4- چهارمین نت از راست که با رنگ صورتی مشخص است نت سفید نام دارد.
5- پنجمین نت از راست که با رنگ صورمه ای مشخص است نت گرد نام دارد.
مطلبی که پیش رو دارید نوشته آرین شرادر است که برگردان آنرا به پارسی میخوانید: چوب با رطوبت منبسط و در هوای خشک منقبض میشود. ساز ها می توانند هم در مقابل هوای خشک هم در مقابل هوای شرجی مقاوت کنند البته به شرط آنکه زمان کافی برای وفق دادن با محیط به آنها داده شود. اما تغییرات سریع مشکلاتی را بوجود می آورد.

بدترین کاری را که می توان با ساز انجام داد بیش از حد مرطوب کردن ساز در هوای خشک است.
اگر خانه یا استودیوی شما خیلی خشک است و ساز ارزشمندی دارید از اسپری و رطوبت سنج دقیق استفاده کنید.البته بیش از حد مرطوب کردن از مرطوب نکردن هوا بد تر است.
بهترین راه نگاه داشتن ساز در ابریشم است(پارچه داخل کیف ساز). ابریشم طبیعی و یا پارچه پنبه ای فشرده بافته شده سرعت انتقال رطوبت را کم میکند. الیاف مصنوعی این اثر را ندارند.
سعی کنید سازتان را در یکنواخت ترین شرایط ممکن نگه دارید. رطوبت نسبی 35 تا 50 درجه برای خانه مناسب است.
اگر ممکن است ساز خود را از خانه بیرون ببرید و یا ممکن است مدتی پیاده راه بروید در روزهایی که هوا بد میباشد اینکار را نکنید و یاحتما از اتومبیل استفاده کنید.
هوای بیرون بعد از حدود 5 دقیقه به داخل جعبه سازتان نفوذ میکند. بیاد داشته باشید سازتان بر خلاف شما منبع گرمای درونی ندارد.
اگر دستتان از سرما کرخت شد از آن به عنوان راهنما برای سازتان استفاده کنید. هنگامی که به مکان جدیدی میرسید به سازتان فرصت توافق با محیط را بدهید.
بلافاصله پس از ورود به جایی از سازتان استفاده نکنید.
پس از رسیدن به مکان جدیدی برای چند دقیقه ساز خود را در جعبه اش باقی گذارید. به این صورت تحمل جابجایی را آسان کرده اید. یک لیوان چای بنوشید و بگذارید یخ دستتان باز گردد!
با این تمهیدات می توانید نیاز به تعمیر را کاهش داده و عمر سیمها را زیاد کنید. آگاهی از محیط اطراف و با دقت تمیز کردن ساز و مراقبت از آن میتواند نیاز شما را از رفتن به مغازه تعمیر ساز کم و یا بر طرف کند.

بسیاری از نکات هستند که رعایت آنها در هنگام تمرینات تاثیر بسزایی در پیشرفت شما دارند. همانند یک نوازنده حرفه ای فکر کنید حتی اگر امروز شروع به یادگیری ساز نموده اید! نوازندگان حرفه ای بسیاری بوده اند که بدلیل عدم توجه به بدن و اعضای خود و تمرینات مداوم بعد از سالها دیگر نمیتوانند به نوازندگی ادامه دهند و دچار مشکلات حاد جسمی شده اند.
رعایت برخی نکات ساده موجب تضمین بقای نوازندگی شما خواهد شد.
محیط خود را از وسائلی که میتواند تمرکز شما را بهم بریزد خالی سازید. کامپیوتر، تلویزیون، عکس و از این قبیل وسایل میتوانند موجب شود تا ناخود آگاه دقت شما کمتر شود. اتاقتان باید تمیز و وسایل در آن منظم چیده شده باشد. محیطی بهم ریخته و نامنظم میتواند کارایی شما را کم نماید.
همیشه قبل از شروع به تمرین صندلی - پایه نت - زیرپایی (در سازهایی گیتار و تار) و کلیه وسایلی که در هنگام تمرین میتواند نقش بازی نماید کنترل نمایید، زیرا که بسیاری از این وسائل اگر شخصی نباشند ممکن است سطح و ارتفاعش برای شما مناسب نباشد.
مطمئن شوید که زمانی که ساز میزنید آیا در راحت ترین حالت ممکن هستید. برای این کار بهترین روش این است که نحوه ایستادن و یا طرز قرار گرفتن بر روی صندلی را به وسیله یک آینه تمام قد کنترل نماید. تمرین جلوی آینه یکی از روش های بسیار مفید است تا شما بتوانید بر مشکلات خود در زمینه استیل نوازندگی غلبه نمایید.
توجه کنید به نقاطی که بدن با ساز شما درگیر میشود و یا وسایلی که هنگام نواختن برای راحتی استفاده مینمایید. آیا همه چیز در حالت طبیعی است یا خیر. واقعیت این است که ساز باید با بدن شما بعنوان یکی از اعضایتان هماهنگ شود در غیر اینصورت عاملی وجود دارد که ذهن و جسم شما را از انجام این کار باز میدارد، پس بدنبال پیدا کردن مشکل اصلی باشید. در این زمینه میتوانید از معلم خود تقاضای راهنمایی بخواهید.
سعی کنید تا خود را مجبور نمایید در هنگام شروع هر تمرین برنامه ای برای گرم کردن عضلات و انگشتانتان برای خود تهیه نمایید، تمریناتی بدور از ساز. زیرا بسیاری تنها به تمریناتی کوتاه برای گرم کردن آنهم توسط ساز اکتفا مینمایند که کار مناسبی نمیباشد.
هیچ موقع هنگام احساس درد در یک ناحیه از بدن تمرین را ادامه ندهید خستگی عضلات امریست طبیعی که با استراحت برطرف میشود اما درد در هنگام تمرین بسیار خطرناک میباشد که چه بسا در صورت ادامه این روند دیگر قادر به نوازندگی نباشید.
بعد از تمرین اجازه دهید تا بدن شما استراحت نماید باید آنرا بتدریج خنک نمایید. پس از یک تمرین سخت بدن شما فشار زیادی را تحمل نموده است باید با نرمش و ماساز سعی کنید تا دوباره به حال عادی خود برگردد از قطع تمرینات به یکباره و عدم تمرینات کششی جدا خود داری نمایید.
بدن شما نیز باید برای انجام یک تمرین همانند یک ورزشکار گرم شود و در پایان این مسابقه (که تمرین شماست) احتیاج دارد تا به آرامی به وضعت طبیعی خود برگردد پس از توجه به بدن خود غافل نشوید و تنها به انگشتانتان فکر نکنید!
مطمئن شوید آیا تمرینات شما متناسب با تکنیک شما میباشد.از توصیه های بیمارگونه نوازندگان حرفه ای و یا اساتیدی که شما را مجبور مینمایند بیش از توان و ظرفیت خود عمل کنید دوری نماید.
تکنیک بعد ممکن است شما را دچار عادت های نامناسبی نماید که به مرور زمان مشکلاتی را در آینده چه از نظر ذهنی و جسمی بوجود آورد.
برای تمرینات خود برنامه ریزی نمایید و سعی نمایید تا در بین هر تمرین استراحت کوتاهی داشته باشید. به هیچ عنوان تمرینات خود را به صورت مداوم و بدون وقفه انجام ندهید. بگذارید تا هم ذهن و هم ماهیچه هایتان اندکی استراحت نمایند اینکار جدا از آرام شدن بدن شما باعث میشود تا تمرینات مرحله بعدی را با راندمان بالاتری انجام دهید.
هیچ موقع هنگام احساس درد در یک ناحیه از بدن تمرین را ادامه ندهید خستگی عضلات امریست طبیعی که با استراحت برطرف میشود اما درد در هنگام تمرین بسیار خطرناک میباشد که چه بسا در صورت ادامه این روند دیگر قادر به نوازندگی نباشید.
استعداد وي در موسیقی در همان اوان كودكي آشکار شد و پدرش «بالا خان» که خود اهل موسیقی بوده و با تار و تنبک آشنایی داشت، او را به درس آقا حسینقلی استاد تار برد.
مرتضی خان دو سال نزد آقا حسینقلی و سه سال نزد شاگرد برجسته او درویش خان ردیف موسیقی و تار نوازی را آموخت و موفق شد از دست درويش نشان «تبرزین طلایی»، را كه تنها به شاگردان ممتاز داده میشد، دريافت كند.

مرتضی نی داود در جوانی
نيداود در بیست سالگی به تأسیس کلاسی برای تدریس تار و ردیف موسیقی ایرانی اقدام كرد که بعدها پس از مرگ نابهنگام استادش درویش خان ادامه آموزش شاگردان استادش را نیز برعهده گرفت.
آشنایی او با قمرالملوک وزیری منجر به کشف یکی از بزرگترین استعدادهای آواز ایرانی میشود که در ادامه به همکاری آن دو انجامیده و قمر با آموختن از او بسیاری از ترانههای مشهور خود را اجرا کرد. بیشتر تصنیفها و آوازهای قمر از سال ۱۳۰۳ به بعد با تار مرتضی خان نیداوود همراه بوده است.
از معروفترين تصانيفي كه وي ساخت، تصنيف مرغ سحر بود كه روي شعري از مرحوم بهار ساخته شد. اين تصنيف نخستين بار توسط قمر الملوك وزيري خوانده و سپس بارها خوانندگاني چون، ملوك ضرابي،نادر گلچين، فرهاد و محمد رضا شجریان آن را بازخواني كردند.
تصنيف مرغ سحر اكنون به فصل مشترك تمامي اجراهاي شجريان تبديل شده است،به نحوي كه وقتي در سال گذشته وي خواست اين قطعه را نخواند، با اصرار جمعيت مجبور شد از شب بعدش اجراي اين قطعه را در مجموعه كاري اش قرار دهد.اين تصنيف و شهرت شعرآن سبب شده است تا يدالله كابلي از خوشنويسان طراز اول كل اشعار آن را بازنويسي كند.
نی داوود پس از تأسیس رادیو مانند هنرمندان دیگری چون رضا محجوبی، علی اکبر شهنازی، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی، به همکاری با رادیو پرداخت. او برای خوانندگان معروفی چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، روح انگیز، ادیب خوانساری، جواد بدیع زاده و غلامحسین بنان تصنیف ساخته یا با آوازشان تار نواخته است.
وی در سال ۱۳۴۸ اقدام به اجرا و ضبط در حدود ۳۰۰ گوشه از ردیف موسیقی ایرانی نمود که به دلایلی نامعلوم هنوز منتشر نشدهاند. وی در سالهای پس از انقلاب نیز به فعالیتهای موسیقی خود به صورت محدود ادامه داده و در همین سالها پیش درآمد اصفهان را به شیوهای نو برای ارکستر بزرگ تنظیم نمود که موسیقی اصلی سریال هزار دستان به حساب میآید.
مرتضی نی داوود، سالها در خیابان فردوسی تهران مغازه الکتریکی داشت و در سال ۱۳۵۹ به آمريكا مهاجرت كرد.
وی در ۲ مرداد سال ۱۳۶۹ در سن نود سالگی درگذشت، زماني كه شجريان و گروه آوا اجراي سرو چمان را در آمريكا به صحنه بردند و براي نخستين بار تصنيف مرغ سحر را در اين كشور خواندند.

از ديگر آثار شاخص ني داود مي توان به تصنیف «شاه من، ماه من»،تصنیف« مرغ حق»،تصنیف «آتش دل» كه استاد جلال تاج اصفهاني آن را خواند و بعدها هم عليرضا افتخاري بازخوانياش كرد وپیش درآمد اصفهان اشاره كرد كه مبناي كار آهنگسازي زندهياد مرتضي حنانه در سريال هزاردستان به كارگرداني علي حاتمي شد.
.jpg)
از نکاتی که در اجرای صحیح تر قطعات یاریگر نوازندگان است، نت خوانی آنهاست. در اغلب اوقات نوازندگان تمایلی به نت خوانی موسیقی مورداجرا دردوره ای که سرگرم تمرین آن هستند، ندارند.
از ریتم افتادن های غیر ارادی جملات، اکسان دادن های بی مورد به بعضی ازنتها، عدم شناسایی موتیف های مختلف و جمع بندی نکردن آنها، کشیدن بیش از اندازه یک نت، به سرعت نرسیدن موسیقی و بسیاری از موارد اینچنینی که درزیرشرح آن می آید، با نت خوانی قابل برطرف شدن است.
برای نوازنده ای که قطعه ای درسطح تکنیک خود تمرین می کند، بهره گیری ازنت خوانی راهی است که اورا قادرخواهد ساخت تا بسیاری ازنواقص کار خود را برطرف کند.
یکی از مواردی که باعث رویگردانی از این مورد است، عدم توانایی نوازندگان در سلفژ نتهاست. ولی این مسئله نباید باعث شود تا نتوانیم از نت خوانی وفوایدش بهره گیری کنیم. حتی اگرتوانایی در سلفژموسیقی نداریم، با یک صدا خواندن تمامی نتها بازهم می توان بدون بهره گیری از ساز نت خوانی کرد.
کنترل تمامی رفتار اجرایی ما و نواختنمان از ذهن سرچشمه می گیرد و تمرین های یک نوازنده صرفآ فیزیکی و با ساز نیست. تمرین فیزیکی و با ساز که همراه با تمرین ذهنی گردد نوازنده را تواناتر و اجرا را بی نقص تر می سازد.
در هنگام نواختن بسیار پیش می آید جملاتی را بطور نا خودآگاهانه از ریتم خارج ساخته، تند تر یا کند تر می نوازیم وخود متوجه آن نیستیم (البته این مورد با از ریتم انداختن های ارادی متفاوت بوده و نباید اشتباه گرفته شود). گاهی بی مورد ذهنمان بر روی بعضی نتها اکسان می گذارد که در واقع ذهن در آن نتها، به دلایل نا مشخصی درگیری و ضعف دارد.
حذف این دسته از درگیری های ذهنی اجرا را یکدست ترساخته و زمینه را برای رسیدن به تمپوهای بالاتر فراهم می سازد.
جالب اینجاست در نقاطی که در هنگام نت خوانی دچار ضعف می شویم، هنگام اجرا نیز در آن نقاط وجود ضعف در اجرا احساس می شود، که نشانگر وجود ضعف درذهنمان است. با نت خوانی این دسته از مشکلات سریعتر، آسانتر و به روش صحیح تری بر طرف می شوند.
می دانیم یک موسیقی از موتیفهای مختلف و ترکیب آنها با استفاده از قواعد مختلف آهنگسازی ساخته می شود. در هنگام اجرا هر موتیف مستقلآ باید توسط نوازنده شناسایی شده و به گونه ای نواخته شود که شنونده بتواند به یک جمع بندی ازهرموتیف برسد ودر دیدگاه وسیع تر، نوازنده باید بتواند با احاطه ذهن خود برآنچه مورد اجراگذاشته، ذهن شنونده را به یک جمع بندی ازکل موسیقی برساند. حس سردرگمی ای، که ازجمع بندی نشدن آنچه اجرا شده بوجود می آید، باعث می شود شنونده نتواند درانتها به یک تفکرو احساس مطبوع روحی برسد. این مورد ازموتیف بندی نشدن جمله ها و نبود درک کلی ازقطعه، توسط نوازندگان بوجود می آید.
نت خوانی و گوش کردن به آنچه درک ذهن ما از موسیقی است، باعث بوجود آمدن یک رویارویی آگاهانه و صحیح بین موسیقی، دیدگاه شخصی و روحیاتمان ازآهنگ و همینطور از سازمی گردد. همواره باید شناخت ذهنمان را از قطعه رشد دهیم. وجود یک درک کلی از آهنگ، زمینه را برای ارائه اجرایی یکدست که در آن روحیات و نظرات نوازنده متجلی است، فراهم می سازد.

